X
تبلیغات
بالماسکه


بالماسکه

دردا ... در این دیار،شکایتِ کدام درنده،به درنده‌ی دیگری باید؟


بهترین تبریک امسال رو عاقل ترین دیوانه بهم گفت. ممنونم ازش.

سال جدید مصادف بود با تب و دندون درد و ورم صورت برام، که عفونت الان دندونمم مدیون تشخیص اشتباه یه دندونپزشکم.

تابستون قراره یکی از مهمترین اتفاقای زندگیم بیفته که اگه قطعی بشه همتون مهمون منین.


+ عاقل ترین دیوانه یه دنیا اتفاقات قشنگ برات ارزو دارم. جات هنوزم خالیه.

 + آخه آدم یه بار چتر میشه، دوبار چتر میشه، نه ۵بار. واقعا زشته خووو...

+ بعدا نوشت: این دفعه اگه قسمت شد و دیدمت،خودم چایی مهمونت میکنم :)


مورخ یکشنبه دهم فروردین 1393به وقت 11:16 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |


این چند وقته درگیر درس بودم، اصلا وقت نکردم سر بزنم به اینجا. سنا جان و سوداگر عزیز، ممنون بخطر بودنتون. 

امیدوارم امسال پر از اتفاقات « خاص» برای همه باشه. 


+ زمان آدمارو عوض میکنه، در بعضی شرایطم، عوضی...!!!

+ دلم نمیخواد ۹۲ تموم بشه. یه اتفاق خیلی خوب توش جا گذاشتم خووو...


مورخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392به وقت 16:39 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |


شروع ترم جدید، یجورایی دلم رو سوزوند. ترم آخره و معلوم نیست بعدش هر کدوم از بچه ها کجا باشن. یسری ها از الان برای ارشد تو شهرستان تمرکز کردن، یه تعدادی هم که میرن سیِ خودشون و زندگی مشترک... دلم برای همه تنگ میشه. این ترم آخری همه ناراحتن، دست خودمونم نیست. امیدوارم دوستی هامون موندگار باشه.


+ حیف... برفا دارن آب میشن...

+ پست قبل کنایه ای بیش نبود. برداشت اشتباه نشه.

+ عاقل ترین دیوانه کجاست خووو؟ یه جای ثابت نداره که ازش خبر بگیریم؟

+ شماها چه دوستایی هستین؟ اصن از دیو خبر دارین؟ 


مورخ جمعه هجدهم بهمن 1392به وقت 15:36 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |


دلم رو مشهد جا گذاشتم

همون موقع که با خنده نگاهم میکردی...!


Avazak_ir-Love11115.jpg


مورخ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392به وقت 23:4 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |

MisS-A